loading...

داستان کوتاه

داستان کوتاه,داستان کوتاه در مورد امام هادی (ع),امام هادی (ع),داستان آبرو و امام هادی,داستان های امام هادی,امام هادی,داستان های زیبا,داستانک,داستانک امام هادی,داستانک های زیبای امام هادی,امام هادی و تنگ دست,امام هادی و قرض,

داستان کوتاه امام هادی و طلب

مدیر بازدید : 118 دوشنبه 03 خرداد 1395 نظرات ()

#داستانک

داستان کوتاه

از كوفه آمده بودگفتند امام هادي ، در مزرعه است .رفت و گفت: " قرضي دارم ونمي‌توانم بپردازم. "

امام چيزي نداشت. برگه‌اي نوشت كه اين مرد طلبي دارد از من. آن را به مرد داد و گفت: "وقتي به سامرا رسيدم ، زماني كه دورم شلوغ بود بيا ، پرخاش كن و ادعا كن كه از من طلب داري." مرد نوشته را گرفت و در حضور مسئولين، اين كار را كرد.

متوكل براي اين كه ادعاي بزرگي كند . به امام پول داد. امام هم بخشيد به مرد، همه پول را .  سه برابر آنچه كه مي‌خواست.قربان امامی که از آبروی خودش گذشت تا آبروی مسلمونی رو بخره💗💗💗💗

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 4984
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 51
  • آی پی دیروز : 102
  • بازدید امروز : 1,016
  • باردید دیروز : 2,980
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 17
  • بازدید هفته : 3,996
  • بازدید ماه : 60,930
  • بازدید سال : 514,931
  • بازدید کلی : 3,034,179
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت