close
تبلیغات در اینترنت
داستانک ۱۲۴
loading...

داستان کوتاه

به گرد کعبه میگردی پریشان؟! گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت

داستانک ۱۲۴

مدیر بازدید : 137 پنجشنبه 19 مهر 1397 نظرات ()
به گرد کعبه میگردی پریشان؟! گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد . تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید. از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالتِ اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند. چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو . مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من ، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم بِه زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 4743
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 20
  • آی پی امروز : 50
  • آی پی دیروز : 123
  • بازدید امروز : 440
  • باردید دیروز : 956
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 3,419
  • بازدید ماه : 38,552
  • بازدید سال : 325,993
  • بازدید کلی : 1,534,988
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت