loading...

داستانک ۲۶۶

مدیر بازدید : 65 سه شنبه 08 آبان 1397 : 10:0 نظرات ()
عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت:... چند می خری؟ گفت: یک درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست #رعیت و عتیقه فروش
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 4744
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 20
  • آی پی امروز : 53
  • آی پی دیروز : 119
  • بازدید امروز : 1,423
  • باردید دیروز : 3,142
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 6,178
  • بازدید ماه : 49,187
  • بازدید سال : 625,070
  • بازدید کلی : 1,834,065
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت