loading...

داستان کوتاه

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم: شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و...

داستان کوتاه 419

مدیر بازدید : 139 پنجشنبه 04 مهر 1398 نظرات (0)

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم: شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد، چون بزرگ‌تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد! شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟!

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 23
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 959
  • آی پی دیروز : 508
  • بازدید امروز : 3,332
  • باردید دیروز : 1,524
  • گوگل امروز : 7
  • گوگل دیروز : 15
  • بازدید هفته : 7,615
  • بازدید ماه : 38,564
  • بازدید سال : 309,276
  • بازدید کلی : 4,178,736
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت