loading...

داستان کوتاه

روزی يك جراح قلب ماشينش رو برای تعمير به يك تعميرگاه برد. تعميركار درحاليكه زير ماشين مشغول كار بود، به دكتر گفت: ببين دُكی جون...

داستان کوتاه 424

مدیر بازدید : 81 جمعه 05 مهر 1398 نظرات ()

روزی يك جراح قلب ماشينش رو برای تعمير به يك تعميرگاه برد. تعميركار درحاليكه زير ماشين مشغول كار بود،

به دكتر گفت:
ببين دُكی جون! اين ماشين براي من حكم انسان رو داره، يعنی هر قسمتيش برای من مثل يه عضو بدن ميمونه،

مثلا موتورش قلبشه، چرخاش پاهاشه و ... منم مثل تو قلب اين ماشينو باز ميكنم و دوباره مثل روز اولش سرهم ميكنم. اين انصافه كه دستمزد تو 100 برابر من باشه؟

دكتر با لبخند گفت: هر وقت تونستی قلب رو مثل من وقتی داره كار ميكنه تعمير كنی، دستمزدت از منم بيشتر ميشه!

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 4989
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 12
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 47
  • آی پی دیروز : 160
  • بازدید امروز : 295
  • باردید دیروز : 2,156
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 32
  • بازدید هفته : 4,481
  • بازدید ماه : 53,172
  • بازدید سال : 642,188
  • بازدید کلی : 3,161,436
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت