loading...

داستان کوتاه

روزی يك جراح قلب ماشينش رو برای تعمير به يك تعميرگاه برد. تعميركار درحاليكه زير ماشين مشغول كار بود، به دكتر گفت: ببين دُكی جون...

داستان کوتاه 424

مدیر بازدید : 133 جمعه 05 مهر 1398 نظرات (0)

روزی يك جراح قلب ماشينش رو برای تعمير به يك تعميرگاه برد. تعميركار درحاليكه زير ماشين مشغول كار بود،

به دكتر گفت:
ببين دُكی جون! اين ماشين براي من حكم انسان رو داره، يعنی هر قسمتيش برای من مثل يه عضو بدن ميمونه،

مثلا موتورش قلبشه، چرخاش پاهاشه و ... منم مثل تو قلب اين ماشينو باز ميكنم و دوباره مثل روز اولش سرهم ميكنم. اين انصافه كه دستمزد تو 100 برابر من باشه؟

دكتر با لبخند گفت: هر وقت تونستی قلب رو مثل من وقتی داره كار ميكنه تعمير كنی، دستمزدت از منم بيشتر ميشه!

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 8
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 288
  • آی پی دیروز : 914
  • بازدید امروز : 980
  • باردید دیروز : 3,243
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 9
  • بازدید هفته : 12,339
  • بازدید ماه : 43,288
  • بازدید سال : 314,000
  • بازدید کلی : 4,183,460
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت