loading...

داستان کوتاه

روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه… شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه… زن جواب میده ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟ مرد می خنده و میگه : “یه دختر ایتالیایی”

داستان کوتاه 457

مدیر بازدید : 71 دوشنبه 08 مهر 1398 نظرات ()

روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه… شوهرش اون رو به

فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه 
که سفر خوبی داشته باشه…

زن جواب میده ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟

مرد می خنده و میگه : “یه دختر ایتالیایی

زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره … دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمیگرده، مرد

توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه: خب عزیزم، مسافرت خوش گذشت؟

زن : ممنون ، عالی بود!

مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟

زن : کدوم سوغاتی؟

مرد : همونی که ازت خواسته بودم… دختر ایتالیایی!!

زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم! حالا

باید ۹ ماه صبر کنم تا ببینم پسر میشه یا دختر؟

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 4984
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 96
  • آی پی دیروز : 157
  • بازدید امروز : 1,263
  • باردید دیروز : 941
  • گوگل امروز : 21
  • گوگل دیروز : 14
  • بازدید هفته : 6,986
  • بازدید ماه : 13,121
  • بازدید سال : 398,153
  • بازدید کلی : 2,917,401
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت