loading...

داستان کوتاه

#قصه اهل سبا (افسانه ) در شهر سبا سه نفر زندگی می کردند که اولی کور و دومی کر و سومی برهنه بودند . کور گفت :‌می بینم که سپاهی گران از راه می رسد و می بینم که افراد آن چند نفرند و از چه قومی

داستان کوتاه 566

مدیر بازدید : 166 چهارشنبه 01 آبان 1398 نظرات (0)

#قصه اهل سبا (افسانه )

 

در شهر سبا سه نفر زندگی می کردند که اولی کور و دومی کر و سومی برهنه بودند . کور گفت :‌می

بینم که سپاهی گران از راه می رسد و می بینم که افراد آن چند نفرند و از چه قومی هستند .

کر گفت که :‌آری شنیدم که چه می گویند آشکارا و پنهانی .

برهنه گفت که : از آن می ترسم که از درازی دامنم ببرند و ببرند ...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 187
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 272
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 272
  • بازدید ماه : 15,279
  • بازدید سال : 456,620
  • بازدید کلی : 4,326,080
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت