loading...

داستان کوتاه

#لحظه های غفلت     چند روز پيش براي خريد شيريني به يک قنادي رفتم . پس از انتخاب شيريني ، براي توزين و پرداخت مبلغ آن به صندوق مراجعه کردم. آقاي صندوقدار مردي حدوداً ۵۰ ساله به

داستان کوتاه 485

مدیر بازدید : 114 دوشنبه 15 مهر 1398 نظرات (0)

 

#لحظه های غفلت

 

چند روز پيش براي خريد شيريني به يک قنادي رفتم . پس از انتخاب شيريني ، براي توزين و پرداخت مبلغ آن به

صندوق مراجعه کردم. آقاي صندوقدار مردي حدوداً ۵۰ ساله به نظر مي رسيد . با موهاي جوگندمي ، ظاهري آراسته ،

صورتي تراشيده و به قول دوستان " فاقد نشانه هاي مذهبي!"

القصه… 

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 183
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 249
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 249
  • بازدید ماه : 15,256
  • بازدید سال : 456,597
  • بازدید کلی : 4,326,057
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت