loading...

داستان کوتاه

#دو گرگ     دو تا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر شکاری که به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یک غار با هم زندگی می کردند.یک سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست که

داستان کوتاه 549

مدیر بازدید : 135 دوشنبه 29 مهر 1398 نظرات (0)

 

#دو گرگ

 

دو تا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر شکاری که به چنگ می آوردند با هم می خوردند

و تو یک غار با هم زندگی می کردند.

یک سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست که این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته

مانده لاشه های شکارهای پیش مانده بود خوردند که...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 192
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 294
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 294
  • بازدید ماه : 15,301
  • بازدید سال : 456,642
  • بازدید کلی : 4,326,102
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت