loading...

داستان کوتاه

#زیبا و تکان دهنده     يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور

داستان کوتاه 523

مدیر بازدید : 123 شنبه 20 مهر 1398 نظرات (0)

 

#زیبا و تکان دهنده

 

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب

عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش

قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست

، آقا؟"

پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 194
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 324
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 324
  • بازدید ماه : 15,331
  • بازدید سال : 456,672
  • بازدید کلی : 4,326,132
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت