loading...

داستان کوتاه

داستان,داستانک,داستان کوتاه,سیرک,

داستان کوتاه 593

مدیر بازدید : 168 یکشنبه 05 آبان 1398 نظرات (0)

 

#سیرک

 

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما

یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.

شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. بچه

ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و ...

داستان کوتاه ۲۶۹

مدیر بازدید : 209 سه شنبه 08 آبان 1397 نظرات (0)
یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند. شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی... #سیرک
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 198
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 342
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 342
  • بازدید ماه : 15,349
  • بازدید سال : 456,690
  • بازدید کلی : 4,326,150
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت