loading...

داستان کوتاه

#عروسکها     گفت: نه. نه. نه رفت داخل اتاقش و در را کوبید. بیشتر متعجب بودم تا خشمگین. به همسرم نگاه کردم. اشاره کرد به تلوزیون تا از خودمان رفع اتهام کند. گفتم: برنامه کودک از کی تا

داستان کوتاه 504

مدیر بازدید : 182 چهارشنبه 17 مهر 1398 نظرات (0)

 

#عروسکها

 

گفت: نه. نه. نه

رفت داخل اتاقش و در را کوبید. بیشتر متعجب بودم تا خشمگین. به همسرم نگاه کردم. اشاره کرد به

تلوزیون تا از خودمان رفع اتهام کند.

گفتم: برنامه کودک از کی تا حالا کوبیدن در یاد بچه ها می ده؟

داشت رنگ چایش را در نور پنجره نگاه می کرد.

گفتم: همین امروز تلوزیون کوفتیو از تو اتاقش برمی دارم.

گفت: تلوزیون سالن...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 196
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 331
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 331
  • بازدید ماه : 15,338
  • بازدید سال : 456,679
  • بازدید کلی : 4,326,139
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت