loading...

داستان کوتاه

#قدرت اندیشه     پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که

داستان کوتاه 494

مدیر بازدید : 117 سه شنبه 16 مهر 1398 نظرات (0)

 

#قدرت اندیشه

 

پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را

شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در

زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : "پسرعزيزم من حال

خوشي ندارم چون ...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 204
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 369
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 369
  • بازدید ماه : 15,376
  • بازدید سال : 456,717
  • بازدید کلی : 4,326,177
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت