loading...

داستان کوتاه

#میهمان کوچولو من   پسرك روي مبل نشسته و بمن زل زده ، خودم را مشغول جلوه ميدهم اما زير نگاه سنگين او ساده   ترين كارها هم مشكل است ، انهم براي ادمي مثل من كه سالهاست تنها زندگي كرده و ه

داستان کوتاه 497

مدیر بازدید : 99 سه شنبه 16 مهر 1398 نظرات (0)
 
 
پسرك روي مبل نشسته و بمن زل زده ، خودم را مشغول جلوه ميدهم اما زير نگاه سنگين او ساده ترين
  
كارها هم مشكل است ، انهم براي ادمي مثل من كه سالهاست تنها زندگي كرده و هيچ وقت زير
 
نگاهي نبوده . مادرش براي چند روزي اورا بمن سپرد و خودش براي حل مشكلات تحصيلي اش مجبور
 
به سفر شد و من كه...
 
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما محتوای وبلاگ چطور بود؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 5000
  • کل نظرات : 164
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 44
  • آی پی امروز : 210
  • آی پی دیروز : 479
  • بازدید امروز : 388
  • باردید دیروز : 860
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 20
  • بازدید هفته : 388
  • بازدید ماه : 15,395
  • بازدید سال : 456,736
  • بازدید کلی : 4,326,196
  • کدهای اختصاصی

    جاوا اسكریپت